آخرین مطالب

نقد و بررسی کامل فیلم خداحافظی طولانی

پوستر خداحافظی طولانی

عوامل فیلم

کارگردان خداحافظی طولانی : فرزاد مؤتمن

نویسنده: اصغر عبداللهی

سعید آقاخانی در نقش یحیی
ساره بیات در نقش ماهرو
میترا حجار در نقش طلعت
نادر فلاح در نقش لطفی، مدیر کارگاه
امیر راشدی
نقی سیف جمالی در نقش پدر طلعت
علی‌اکبر میلانی
محمدرضا مالکی
اکبر مددی مهر
رضا بختیاری نیک
سهی‌بانو ذوالقدر
مجتبی سلمانی
مهدی پاشایی
ندا قاسمی

درباره کارگردان فیلم خداحافظی طولانی

فرزاد مؤتمن کارگردان موفق ایرانی است که سال‌های شروع فعالیتش در جایگاه کارگردان به اواخر دهه هفتاد خورشیدی و فیلم هفت پرده باز می گردد که مضمونی اجتماعی داشت. وی که در کارنامه خود چندین فیلم مستند نیز به چشم می خورد از جمله اساتید کارگردانی در ایران به شمار می رود که از آثار او می توان به شبهای روشن ۱۳۸۱ و سایه روشن ۱۳۹۲، اشاره کرد.

خلاصه داستان

فیلم ماجرای مردی را روایت می‌کند که از اتهام یک قتل جنجالی، تبرئه شده است؛ ولی جامعه و اطرافیانش هنوز به عنوان مجرم نگاهش می‌کنند. مرد که درگیر یک رابطه‌ی عاطفی است، برای تداوم عشق و زندگی باید بر این بحران غلبه کند.

درباره فیلم « خداحافظی طولانی » :

فیلم تازه فرزاد موتمن داستان عاشقانه ای از طبقه کارگر را به تصویر می کشد که این روزها در سینمای ایران نمونه زیادی برای آن پیدا می شود با این تفاوت که « خداحافظی طولانی » از لحاظ تعریف مفهوم ” عاشقانه کارگری” نزدیک ترین اثر در سینمای کنونی ایرانی تلقی می شود.

« خداحافظی طولانی » در بخش دکوپاژ اثری قابل توجه است که نشان از وسواس کارگردانی باهوش در پشت صحنه دارد. موتمن تمام سعی خود را کرده تا فضای داستانش را به طبقه کارگر نزدیک کند. وسواسی که این روزها کمتر در سینمای ایران به چشم می خورد و تحسین برانگیز است.

اما داستان اصلی و کیفیت روایت آن، در مقایسه با دکوپاژ فیلم، از ضعف هایی برخوردار است که از یکدستی اثر کاسته است. قهرمان فیلم « خداحافظی طولانی » مردی است که به نظر می رسد به جامعه برگشته تا بتواند از شرف خود در برابر نگاه عصبانی جامعه دفاع کند اما در عمل این اتفاق رخ نمی دهد و ما شاهد مجموعه ای از زد و خوردها هستیم که در آن گویی شخصیت اصلی داستان سرنوشت خویش را پذیرفته و تلاشی برای احقاق حق خود نمی کند.

در بخش ارتباط این مرد با همسرش ( با بازی ساره بیات ) ، ما شاهد مجموعه ای از دیالوگ های عاشقانه هستیم که از کیفیت مناسبی در اجرا برخوردار هستند و به تعریف ساده، « یک عاشقانه ساده » معرفی می شوند. اما ایراد اینجاست که مخاطب فیلم هیچ پیش زمینه ای از شخصیت زن داستان ندارد و به جز در دقایق پایانی فیلم و گره گشایی نهایی، مخاطب با زنی مواجه است که تنها پذیرنده کلمات و در واقع پذیرای عشق است و از لحاظ پرداخت تک بعدی می باشد. موتمن آرام و به آهستگی عاشقانه خود را به مخاطب ارائه کرده اما از این نکته غافل شده که شاید ، دقایقی پرداخت مناسب شخصیت ها می توانست باعث درک بیشتر کنش و واکنش های این زن و شوهر شود.

فیلمنامه اصغر عبداللهی در بخش پرداخت شخصیت های مکمل ضعف های بسیاری دارد از جمله پرداخت بد شخصیت طلعت ( با بازی میترا حجار ) که وضعیت مشخصی ندارد و مشخص نیست که چطور در یک سوم پایانی وارد زندگی یحیی شده تا فصل پایانی فیلم را رقم بزند. طلعت ، پیشبردی در داستان یحیی ندارد و صرفا یک شخصیت مکمل ساده بی پرداخت است اما در یک سوم پایانی ناگهان معادلات را برهم میزند و آن روند کند شکل گیری ارتباطش با یحیی، سرعت دوچندانی به خود می گیرد تا این معادله به سرانجامی رسیده باشد.

دیگر ضعف « خداحافظی طولانی » را باید در بی اهمیت بودن خرده داستان های فرعی فیلم برشمرد که بی کیفیت هستند و کمکی به مخاظب در درک دنیای شخصیت اصلی داستان و مشکلاتش نمی کند. دعواهای گاه و بی گاه در کارگاه و شخصیت برادر زن که بدجوری در فیلم پا در هواست، نه تنها کمکی به درک دنیای ترسیم شده در « خداحافظی طولانی » نکرده بلکه به آشفتگی فیلمنامه نیز دامن زده است. موسیقی متن بسیار بد فیلم نیز به خوبی این فرصت را پیدا می کند که سوهان اعصاب تماشاگرش شود!

سعید اقاخانی بازی خوبی در نقش یحیی ارائه داده است و نشان داده که می تواند در نقش های جدی نیز حضور چشمگیری داشته باشد. آقاخانی به خوبی شخصیت یک مرد آسیب دیده و خسته را به تصویر کشیده است و بازی قابل توجهی در « خداحافظی طولانی » از خود ارائه داده است. ساره بیات که نحوه حضورش در سینما کم کم در حال تبدیل شدن به یک کلیشه اساسی است، در « خداحافظی » طولانی همانی است که در این چند سال اخیر بوده! زنی از طبقه کارگر که خوب نگاه می کند!

نقد فیلم خداحافظی طولانی

“خداحافظی طولانی” آخرین اثر فرزاد مؤتمن، همنام فیلمی از رابرت آلتمن است که با وجود شباهت‌هایی در تم داستان، در کلیت اثر فرسنگ‌ها با هم فاصله دارند. بر خلاف نسخه‌ی ۱۹۷۳ که فضای ژانر Crime  در آن غالب است، مؤتمن یک عاشقانه‌ی به تعبیر خودش ” کارگری ” را دست مایه‌ی فیلم قرار داده است؛ که البته جای سوال دارد که صفت مشخصه‌ی یک عشق کارگری که آن را از عشق‌های دیگر متمایز کرده است، چیست؟! در فیلم پاسخی مشخص برای این سوال، وجود ندارد و تلاش کارگردان برای نشان دادن این تمایز، از نمایش نشانه‌های تکراری ِ فقر در جامعه‌ی شهری تهران مانند خانه‌ی قدیمیِ لب خط، دیوارهای آسیب دیده و منظره وسیله‌ی نقلیه وسط بیابان‌های جنوب تهران، پا فراتر نمی‌گذارد. فیلم در طرح داستان نیز، توانایی گره افکنی و خلق ‌موقعیت دراماتیک را ندارد و با داستانی شکسته بسته، قصد دارد بیننده را تا پایان با خود همراه کند.

مؤتمن برای داستانش، هیچ خرده روایت دیگری در نظر نگرفته است، تا با یاری آن بتواند قدری از ملال آور بودن فیلمش، بکاهد. این مشکل، باعث کندی ریتم خداحافظی طولانی شده است؛ هر چند این مشکل می‌توانست در تدوین قدری بهبود یابد، اما نبود خلاقیت کافی در این زمینه، راه گریز را بر فیلم بسته است. معضل دیگر فیلمنامه را می‌توان، مشخص نبودن فضای خیال و واقعیت برای نویسنده دانست که پرش‌های بی منطق داستان، گواه این ادعاست. سال قبل، فیلم “انارهای نارس” که هم به لحاظ فرم و هم به لحاظ محتوا، به “خداحافظی طولانی” نزدیک است، در جشنواره حضور داشت که در میان منتقدان و تماشاگران، راه به جایی نبرد و به نظر می‌رسد آخرین ساخته‌ی مؤتمن هم به چنین سرنوشتی، دچار شود.

در آثاری با ریتم کُند، موسیقی می‌تواند با روایتی حسی از وقایع، به کمک فیلم بیاید و از سنگینی فضای فیلم بکاهد، اما آهنگساز با انتخاب تمی شبیه آثار کلاسیک سینما، تیر خلاص را به فیلم زده است تا ملال آوری فیلم را دو چندان کند. با توجه با سابقه‌ی جناب مؤتمن و علاقه‌ی ایشان به کارهای خاص، به نظر می‌رسد ایشان در انتخاب موسیقی، نقش پر رنگی داشته‌اند تا به فرمی خاص برای اثرشان برسند. این خاص بودن، در قاب بندی‌ها و بازی بازیگران هم دیده می‌شود که بیشتر باعث تصنعی شدن فضای خداحافظی طولانی شده است تا خاص بودنِ آن. شاید برخی معتقد باشند آقای مؤتمن با انتخاب چنین سبکی، قصد نمایش ملال آور بودن فضا و روایت یک زندگی واقعی را دنبال کرده‌اند؛ اما این تذکر لازم است که اولاً دوره‌ی چنین فیلم‌هایی به پایان رسیده است و کشلوسکی هم دیگر به این سبک، فیلم نمی‌سازد و دوماً فیلم‌هایی از این شیوه بهره می‌گیرند ، که به دلیل وجود مضامین عمیق عرفانی-فلسفی در آن ها ، نیاز به نفوذِ ذره ذره در جان بیننده داشته باشند نه برای مضمونی مانند آن چه در “خداحافظی طولانی” شاهد آنیم. به طور کلی، “خداحافظی طولانی” را می‌توان اثری دانست که تا آخرین سکانسش، موضوع ندارد و کسی نمی‌فهمد، قرار است چه مضمونی را منتقل کند! فیلم سردرگم است و همین امر باعث می‌شود، قدرت نفوذ در لایه‌های پایین‌تر ذهن بیننده که همان توجه به محتواست را، نداشته باشد.

خداحافظی طولانی نهمین ساخته فرزاد مؤتمن است که در قالب یک درام عاشقانه کلاسیک، عشقی از طبقه کارگر جامعه را جلوی دوربین برده است. داستان فیلم، درباره کارگری ساده به نام “یحیی” است که در کارخانه ریسندگی کار می کند. او پس از تبرئه از اتهام قتل جنجالی همسرش و آزادی از زندان، در مقابل اجتماعی قرار می گیرد که او را مقصر می پندارد.
مؤتمن در کنار قصه، از تقابل انفرادی با اجتماع سخن می گوید و داستان را از منظر روانشناختی پی میگیرد. تقابلی که در نهایت باعث تغییر نگرشی نسبی می شود. درون مایه اصلی فیلم بر پایه همین موضوع استوار است و در سیری واقع گرایانه و بستری ساده به احیای شخصیت پرداخته می شود، اما به تصویر کشیدن نتیجه نهایی و تغییر نگرش، آنطور که باید، مخاطب را قانع نمی کند. هرچند که نمایش جایگزین عشق از دست رفته “یحیی”، گریم و شباهت های بازسازی شده “ماهرو” و “طلعت” و هارمونی منطقی نور و رنگ استفاده شده، تاحدی به القای این حس کمک کرد: در آغاز فیلم “ماهرو” شروع رنگی و پایانی بی رنگ داشت و برعکس آن شروع قصه “طلعت” بی رنگ و پایانش، با رنگ و لعابی قابل توجه به تصویر کشیده شد.
فیلمنامه خداحافظی طولانی در نظر اول بیننده را به یاد فیلم های وسترن می اندازد. فضای فیلم، ایستگاه و ریل قطار، کارخانه، قبرستان بالای تپه و تم تقابل فرد در برابر جامعه، همگی تداعی کننده فیلم های ژانر وسترن است. “یحیی” وارد کارخانه می شود، همه نگاهشان را به او می دوزند، گویی “یحیی” قبلا با کارگران مراوداتی داشته، اما آن ها به نشانه اعتراض دستگاه های خود را خاموش می کنند… . علاوه بر آن، تداعی کننده سینمای دهه ۵۰ و ۶۰ باشد. فضا و میزانسن، طراحی لباس و صحنه، حرکت، دکور، لحن کاراکترها و خانه های محقر جنوب شهری و حتی پوستر فیلم، همگی دال بر این مدعا است که خداحافظی طولانی یادآور دوران کهن سینما نیز هست.
“سعید آقاخانی” در این فیلم با نقشی دراماتیک روبرو بود و باید پرسوناژی ساده، جدی و تا حدی تلخ، غمگین و در جاهایی خشن را بازی می کرد. فرم بازی کاراکتر او به لحاظ موضوعی و شخصیتی هیچ ارتباطی با کارهای قبلی اش نداشت. لباس و گریم صورت او در باورپذیری شخصیتش کمک بسیار کرد و سبب آن شد که در این فیلم یکی از بهترین بازی هایش را به نمایش بگذارد و در نهایت دو بعد مختلف شخصیت “یحیی” را برای مخاطب باورپذیر جلوه دهد. بعد اول: زمانی که درگیر روابط عاطفی شد و دیگری: زمانی که برابر قضاوت مردم قرار گرفت. “ساره بیات” نیز در این فیلم بازی خوبی ارائه داد و بدون اغراق مخاطب را با خود همراه کرد. “سعید آقاخانی” و “ساره بیات” به خوبی فضای تخیل ذهنی کارگردان را جلوه گر ساختند و ارتباط بین آنها جذاب از آب درآمد. تا جایی که بیننده تا اواسط فیلم متوجه این موضوع که همسر “یحیی” مرده است و او تنها با روح همسر خود زندگی می کند، نمی شود.
از نقاط قوت فیلم، داستان و فضای فیلمنامه است. در سینمای ایران کم نیستند فیلم هایی که از عشق حرف می زنند، اما معمولا در لابه لای این عاشقانه ها ردپای دروغ، پنهان کاری و خودخواهی به چشم می خورد. در خداحافظی طولانی با روایتی ساده روبرو هستیم که صرفا از عشقی پاک سخن می راند و به جای بستن قاب در کافی شاپ و پارک و خیابان های شمال شهر، خانه محقری در جنوب شهر را به نمایش می گذارد.
مسأله تأمل برانگیز در فیلم، ارائه نمایی غلط از دین است. سکانسی که می تواند تبدیل به بذر شُبه و تشکیک اذهان عمومی نسبت مسئله مرگ شود، آنجاست که بازپرس پرونده از “یحیی” سوال میکند: “آیا “ماهرو” همانطور که خدا می خواست مرد؟” و او جواب می دهد: “چه کسی می داند خدا چه چیزی را دوست دارد؟!”. شک و تردید در مسائل دینی در صورتیکه درست اداره نگردد و پرداخت صحیحی برای آن در نظر گرفته نشود، مذموم اهل علم است و زمینه حرکت به سمت مسیرهای اشتباه و انحرافی را به همراه دارد.
در متن دین مبین اسلام حیات بشر مقدس است و قتل بیمار چه با رضایت وی و چه از سر ترحم، دارای دو جنبه از تعرض به حق الله و حق الناس است، همچنانکه بارها در آیات مختلف قرآن کریم مورد تاکید قرار گرفته است. خداوند متعال در آیه ۲۹ و ۳۰ سوره نساء در باب ادلّه تحریم خودکشی می فرماید: “لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللّهَ کانَ بِکُمْ رَحیمًا / وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ عُدْوانًا وَ ظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلیهِ نارًا وَ کانَ ذلِکَ عَلَی اللّهِ یَسیرًا” یعنی: “خود کشی نکنید چون خداوند بر شما مهربان است/ و هر کس این کار را از روی تجاوز و ظلم انجام دهد، او را در آتش جهنم می اندازیم و این کار بر خداوند آسان است”. در ادیان الهی از آن جهت که زندگی به عنوان هدیه ای از سوی پروردگار شناخته می شود، هیچ کس حق دخل و تصرف در آن را ندارد؛ قتل نفس و خودکشی سرپیچی از مشیت الهی است و مورد نکوهش قرار گرفته است.
تلاش قابل توجهی برای باورپذیر شدن نقش “طلعت” صورت نگرفته و چنین به نظر می رسد که برای راهبرد داستان و نتیجه درام از این کاراکتر استفاده شده است. او بدون توجه به معرکه ای که “یحیی” درگیر آن بود و شباهتی که با همسر از دست رفته او داشت، فقط به فکر همراهی و ازدواج با “یحیی” بود. درصورتیکه برای نمایش فرجام شخصیت اصلی قصه، شخصیت “طلعت” احتیاج به پردازش قدرتمندتری داشت.
یک نکته مهم در مسیر داستان کنش “سعید آقاخانی” در برابر همسرش “ماهرو” است که باتوجه به ساختار فیلم یک پارادوکس به شمار می رود. چنانکه معمولا در منطق فیلم های عاشقانه، فرد عاشق برای نجات معشوقه اش فداکاری می کند درحالیکه در خداحافظی طولانی زمانی که همسرش در بیمارستان و در کما بود، “یحیی” یکی از لوله های دستگاه را جدا کرد تا همسرش هرچه زودتر بمیرد و- به منطق خودش – کمتر عذاب بکشد. این سکانس با سکانس های عاشقانه ای که در مسیر داستان به نمایش درآمد، غیرقابل توجیه است.
فیلم شروع ضعیف و خسته کننده ای داشت ولی تقریبا از اواسط آن که بیننده متوجه حضور خیالی “ماهرو” می شود به خوبی ادامه پیدا کرد. فیلم و فیلمنامه حس و حال خوبی داشتند اما دستمایه لازم را برای شکل دهی یک درام عاشقانه پرکشش در آنها دیده نشد. گرچه فیلم از روایت قوی و قاب بندی خوبی برخوردار است ولی حرکت فیلم در یک سطح کم و بیش یکنواخت، بدون اوج و فرود به همراه ریتم کند و طولانی تا حدی باعث آزردگی مخاطب شده است.
در مجموع خداحافظی طولانی فیلم ساده ایست و در عین سادگی، فضای خاص خودش را دارد؛ حس خوبی به مخاطب القاء می کند و از آن دست فیلم هایی است که محتاج توجه بیشتر به عمق و ابعاد فیلمنامه است.

این نقد فیلم بر اساس نسخه نمایش داده شده در سی و سومین جشنواره فیلم فجر نوشته شده است.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
بستن