آخرین مطالبکتاب و کتابخوانی

دانلود رمان مثل آب برای شکلات با لینک مستقیم

دانلود رمان مثل آب برای شکلات

نویسنده: لورا اسکوئیول
رمان خارجی

توضیحات:

مثل آب برای شکلات داستان زندگی زنان نسلهای گذشتهٔ مکزیک است که به سبک رئالیسم جادویی و با زبان خانگی و فُرم زنانه نگارش شده‌است. این رمان، عشقی زیبا را در کنار مبارزهٔ یک زن با سنت‌های جامعه خود نشان می‌دهد.
هر فصل از این کتاب با دستور آشپزی و یا داروسازی جالبی شروع شده و به موضوع آن فصل مرتبط می‌شود.
این کتاب در سال ۱۹۸۹ نوشته شده و درسال ۱۹۹۲ نیز فیلمی بر اساس آن در مکزیک ساخته شده‌است. کتاب به ۳۰ زبان ترجمه شده و بیش از سه میلیون نسخه از آن چاپ شده است.

قسمتی از رمان مثل اب برای شکلات:

پیاز را ریز خرد کنید. برای این که به وقت خردکردن آن اشکتان سرازیر نشود (که خیلی هم ناجور است!) توصیه میکنم یک تکه از آن را بگذارید روی سرتان. بدیش این است که هنوز دست به کار نشده، چشمه اشک می جوشد و راه می افتد و دیگر هیچ چیز جلودارش نیست. نمیدانم این گرفتاری برای شما پیش آمده است یا نه. اما من یکی باید اعتراف کنم که بارها این بلا سرم آمده. ماما میگفت علتش حساسیت شدید من به پیاز است، مثل خاله بزرگهام “تيتا”.
تيتا چنان حساسیتی به پیاز داشت که نقل میکنند هر وقت در هر جای خانه پیاز خرد می کردند، او شروع می کرد به های های گریه کردن ؛ حتی وقتی هنوز توی شکم مادر مادربزرگم بود، صدای ونگ ونگ گریه اش چنان به هوا می رفت که حتی ناچا” آشپز نیمه گر هم صدایش را میشنید. و بالاخره یکی از این دفعه ها های های زاری تیتا چنان بالا گرفت که به تولد زودرسش انجامید و پیش از آن که مادر مادربزرگم بتواند دست و پایش را جمع کند یا چیزی بگوید و یا حتى آه و نالهای سر دهد، تیتا پیش از وقت مقرر قدم به عرصه هستی گذاشت، آن هم درست همان جا، روی میز آشپزخانه وسط دود و دم سوپ رشته و بو و…

تیتاآغاز تولد نیازی به نوش جان کردن ضربه كذایی روی کفل نداشت چون هنوز قدم به دنیا گذاشته و نگذاشته، کریه اش را سرداده بود؛ چه بسا سبب زاریش این بود که خودش هم می دانست سرنوشت مقدرش در این جهان محروم بودن از ازدواج و تشکیل خانواده است. به قول ناچا: تیتا در رودی از اشک پا به این دنیا گذاشت که مثل سیل از لبه میز سرازیر شد و كف آشپزخانه را پوشاند.
همان روز بعداز ظهر وقتی ونگ ونگش فرو نشست و آفتاب حوضچه اشک را خشکاند، ناچا بلورههای به جا مانده را از سنگفرش سرخ آشپزخانه جارو کرد. به اندازه یک گونی پنج کیلویی نمک جمع شد، این نمک تا مدتها مصرف آشپزخانه را تامین کرد. از برکت همین تولد غیرعادی، تینا انس و الفتى غریب با آشپزخانه به هم زد؛ و از آن پس بیشتر اوقات عمرش در آنجا سپری شد.
تنها دو روز از تولد تینا گذشته بود که پدرش، پدر پدربزرگ من در اثر حمله قلبی دار فانی را وداع گفت. از این ضربه و هول و تكان آن، ماما إلنا اعراض کرد و شیرش هنوز نیامده پس رفت و خشک شد. چون در آن دوره و زمانه از تجملاتی مثل شیر خشک و غیره خبری نبود و در آن گیر و دار نتوانستند دایه ای برایش پیدا کنند، برای سیر کردن شکم نوزاد به دست و پا افتادند.

دانلود با لینک مستقیم

توجه: تمامی فایل های دانلودی سایت بیگموون zip میباشند لذا حتما از نرم افزار winrar در گوگل پلی یا بازار برای گوشی های اندروید و همچنین برای کامپیوتر استفاده کنید.

رمز تمامی فایل های فشرده ساری:www.bigmoon.ir

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن